کودک
زمستاناول مهر

متن خداحافظی

بسم الله الرحمن الرحیم 

باسلام خدمت‌ همه عزیزانم

دختر عزیزم

می خواهم امروز برایت قصه ای بگویم، یک قصه ی واقعی! آن روز که مدرسه آمدی و چهره شاد و خندان خود را به من نشان دادی باتو همراه شدم ودل به تو دادم و تو دل به من.

اکنون پایان سال است و تو می خواهی به کلاس بالاتر بروی و من با یک دنیا آرزوی خوب بدرقه کننده ی توهستم. قشنگم،من به خاطر تو و برخلاف میل باطنی خود، گاهی باتندی باتو برخورد کردم که در احساس کودکانه ات نگنجید. امیدوارم مرا ببخشی ودر آینده خواهی فهمید که* چوب معلم گُل است*یعنی چه. 

فرزندم

 از تو می خواهم در همه حال خدا را از یاد نبری.

از به زبان آوردن حرف های زشت خودداری کنی. 

هر چه راکه برای خود دوست داری، برای دیگران هم دوست داشته باشی.

شاید تو در آینده شخص بسیار مهمی شدی پس برای آن روز تربیت شو.

صبر و حوصله داشته باش، و از مشکلات ترسی به خود راه نده. 

در برابرناملایمات چون کوه استوارباش.

بدان همواره دوستت دارم و هرگاه تو را ببینم، حتی اگر بی تفاوت از کنارم بگذری بازهم دوستت خواهم داشت.

اگر از من ناراحت شدی به حرمت معلمی مرا ببخش به امید رسیدن تو به درجات بالا.

معلم پیش دبستانی خانم رضایی

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*