2
آرامشپرچم جدیدیا مهدیکلاسکلاس 23قرآن

خرگوش مهربان وسوپ هویج

خرگوش مهربان و سوپ هویج

قصه ای درباره مهربانی و نتیجه مهربان بودن

درباره مهربانی

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود، خرگوش مهربانی بود که در روستای سرسبز و خوش آب و هوایی زندگی می‌کرد .

یک روز صبح  آقای خرگوش تصمیم گرفت که به مزرعه برود و برای ناهارش چند هویج بچیند و با آن یک سوپ خوشمزه بپزد .

خرگوش مهربان چهار هویج را از زمین کند و به طرف خانه به راه افتاد .

او در مسیر برگشتن به خانه آقای موش را دید، آقای موش به خرگوش مهربان سلام کرد و گفت :

“خرگوش مهربان ، بچه‌هایم گرسنه هستند. ممکن است یکی از هویج‌هایت را به من بدهی؟”

خرگوش هم یک هویج خوش رنگ را به آقای موش داد . موش از او تشکر کرد . سه هویج دیگر برای خرگوش مهربان باقی مانده بود.

سپس خرگوش به خانم خوک رسید. خانم خوک به خرگوش مهربان سلام کرد و گفت :

“خرگوش مهربان، داشتم به بازار می‌رفتم تا برای بچه‌هایم هویج بخرم، خیلی خسته شده‌ام و هنوز هم به بازار نرسیده‌ام . ممکن است یکی از هویج‌هایت را به من بدهی ؟ ”

خرگوش یکی دیگر از هویج‌هایش را به خانم خوک داد. حالا دو هویج دیگر برای او باقی مانده بود .

اینبار خرگوش مهربان، اردک عینکی را دید. اردک به او سلام کرد و گفت :

“خرگوش مهربان، آیا تو می‌دانی که هویج برای بینایی چشم مفید است؟ آیا یکی از هویج‌هایت را به من می دهی؟ ”

خرگوش هم با خوشرویی یکی دیگر از هویج‌ها را به اردک عینکی داد و به راه افتاد. حالا آقای خرگوش فقط یک هویج در دست داشت .

او از جلو خانه‌ی مرغی خانم عبور کرد. مرغی خانم او را صدا کرد و پس از سلام گفت :

“خرگوش مهربان، زمستان در راه است. چند روز دیگر جوجه‌هایم به دنیا می‌آیند و من هنوز هیچ لباسی برایشان آماده نکرده ام . ممکن است این هویج را به من بدهی ؟ اگر روی تخم هایم بنشینم حتما جوجه های بیشتری به دنیا خواهم آور”.

خرگوش مهربان هم یک هویج باقی مانده را به مرغی خانم داد و به سمت خانه به راه افتاد .

آقای خرگوش خسته و گرسنه به خانه رسید . هیچ هویجی برای او باقی نمانده بود. او با خود فکر می‌کرد که برای ناهار چه غذایی بپزد، که ناگهان زنگ در خانه به صدا درآمد .

خرگوش مهربان پرسید : “چه کسی پشت در است ؟”

صدایی شنید، “سلام، ما هستیم، آقای موش، خانم خوک، اردک عینکی، مرغی خانم ”

خرگوش مهربان در را باز کرد. با تعجب به دوستانش نگاه کرد. آنها گفتند :

“امروز تو هویج‌هایت را به ما دادی . ما هم با هویج تو غذا پختیم و برایت آورده ایم”.

خرگوش که خیلی خوشحال شده بود، دوستانش را به داخل خانه دعوت کرد و پرسید :

قصه-کودکانه

“چه غذایی پخته اید ؟”

همه با هم گفتند : ” سوپ هویج ”

سپس همه با هم دور میز نشستند و سوپ هویج خوردند .

سگ مهربان

مهربانی

سگ مهربان

قصه-کودکانه-مهربانی 

یکی بود یکی نبود. مزرعه دوستی، یک انبار کوچک بود پر از کاه.

 در بعضی از ساعت‌های روز، حیوانات مزرعه، در این انباری استراحت می‌کردند. بین این حیوانات، یک

سگ بود که همه او را سگ مهربان صدا می‌زدند؛چون با همه دوست بود. در یک ظهر بهاری، بچه‌

گربه‌ای که تازه به جمع مزرعه اضافه شده بود، رفت کنار سگ مهربان و گفت: «سلام. من پیشی

کوچولو هستم. اومدم بپرسم چرا این‌قدر همه ترا دوست دارن و چطوری تونستی این همه دوست

داشته باشی؟»

سگ مهربان، با آرامش گفت: «خودت چی فکر می‌کنی؟» پیشی کوچولو گفت: «نمی‌دونم. شاید

اون‌ها ازت می‌ترسن که این‌قدر باهات دوست هستن؛ ولی من خیلی کوچیکم. اون‌ها از من

نمی‌ترسن».

سگ مهربان، با لبخند گفت: «نه، پیشی کوچولو. من اگر می‌خواستم بداخلاق باشم و اون‌ها رو اذیت

کنم، نمی‌تونستم باهاشون دوست بشم. من اگر بدجنس بودم، الان تو هم نمی‌آمدی با من حرف

بزنی؛ درسته؟»

پیشی کوچولو کمی فکر کرد و گفت: «درسته؛ چون مهربان بودی، اومدم».

سگ مهربان، به علف‌های پشت سرش تکیه داد، نفس عمیقی کشید و گفت: «پس، همیشه، با همه

مهربان باش و در کارها به آن‌ها کمک کن تا همه دوستت داشته باشند. این‌طوری، اگر تو هم روزی به

کمک احتیاج پیدا کنی، دیگران با مهربانی به تو کمک می‌کنند”.

پیشی کوچولو، از اینکه فهمید چرا سگ مهربان، دوستان زیادی دارد، خوشحال شد. پس تصمیم گرفت

مثل او، با همه اهالی مزرعه  مهربان باشد.

معرفی کتاب

همه کودکان می توانند یاد بگیرند.       نویسنده:مریم تاجی با مقدمه دکتر احمد عابدی

رشد و تقویت توانمندی های هوشی و شناختی کودکان  نویسنده :میترا رواخواه

آماده سازی کودکان برای ورود به پیش دبستانی و دبستان     نوشته:کارن کوئین ترجمه دکتر عابدی و مائده حسام

معرفی کتاب

ارزشیابی شخصیت کودکان بر اساس آزمون های ترسیمی

کتاب کودک و نوجوان: ارزشیابی شخصیت کودکان بر اساس آزمون های ترسیمی

نقاشی کودک یک پیام است،‌ آنچه او نمی تواند به لفظ در آورد به وسیله نقاشی به ما انتقال می دهد. بررسی و درک "زبان" نقاشی، اطلاعات ارزنده ای در اختیار والدین، مربیان،‌ روانشناسان و همه کسانی می گذارد که خواهان درک و دریافت راز و رمز جهان کودک هستند.

اکتشاف نظام دار این قلمرو به آخرین دهه های قرن گذشته باز می گردد و بر قوانینی متکی است که خط شناسی نیز از آن ها سود جسته است. همچنین دیدگاه روان تحلیل گری بر اساس بررسی گسترده معانی نمادهایی که در خوابدیده ها، اسطوره ها، افسانه ها و در زندگی یافته می شوند به غنای آن در قرن حاضر کمک کرده است.


ادامه مطلب...

معرفی کتاب

در آغاز این کتاب، 6 عکس از آلبوم خانوادگی و همچنین کارنامه مدرسه کرم قصه را می‌بینید. در ادامه، دفتر خاطرات او را می‌خوانید؛ از 29اسفند تا 10 مرداد و روز به روز با کرم، رفتار او، زندگی‌اش، بازی‌هایش، آن چه دوست دارد و... آشنا می‌شوید.


عکس و یک داستان مصور هم پایان بخش کتاب است.

تعجب می‌کنید اگر یک کرم، دفتر خاطرات بنویسد؟

پس کتاب «دفتر خاطرات یک کرم» را بخوانید. نویسنده کتاب «دورین کرونین» و مترجمش «سمیرا کمالی» است.

کتاب نیستان هم آن را برای گروه سنی ب وج با قیمت 2200 تومان منتشر کرده است.

قصه گویی

فوت‌وفن‌های جادویی برای قصه گویی به کودکان

وقتی قرار است برای بچه‌ها قصه بگوییم، چه از روی کتاب، چه از حفظ، باید فوت‌وفن‌هایش را تمرین و جادوی قصه را در کلمات‌تان جاری کنید. دست بچه‌ها را بگیرید، آن‌ها را به شهر قصه‌ها ببرید و بگذارید جادوگران شهر قصه، با چوب جادو، حرف‌های شما را به بچه‌هایتان بزنند.

* وقتی برای بچه‌ها قصه می‌گوییم، باید فن بیان‌مان را قدری تقویت کنیم. برای رعایت این جنبه، باید دقت کنیم که داستان، نه محاوره‌ای بیان شود و نه خشک و خشن تا عنصر جذابیت، در آن رعایت شود.

* بچه را با قصه همراه کنید تا کودک، داستان را درک کند و ارتباط عاطفی میان او و داستان، ایجاد و مفهوم قصه نیز منتقل شود.

* در قصه‌گویی، از ابزارها غفلت نکنید. گاهی، یک عروسک، جریان قصه‌گویی را برای فرزند شما، به‌کلی تغییر می‌دهد. استفاده از ابزارها، برای بچه‌های کوچک که توان خواندن و نوشتن ندارند، موجب می‌شود تصویرسازی ذهنی آن‌ها تقویت شود.

* در زمان قصه‌گویی، فقط گوینده نباشید؛ بلکه تلاش کنید میان داستان و کودک، ارتباط برقرار کنید. از او کمک بگیرید و بکوشید او، کاملا خودش را درگیر قصه بداند.

* قصه را طوری بیان کنید که مخاطب را تا پایان قصه همراه کند و گره فکری برای او هم ایجاد شود تا به هدف قصه برسید.

* اگر داستان، مفاهیم سختی دارد، شما آن را کالبدشکافی کنید.

* به یاد داشته باشید که قصه، برای بیدار کردن بچه‌هاست، نه خواباندن آن‌ها.

* متناسب با سن بچه‌هایی که قرار است برای آن‌ها قصه گفته بشود، قصه را انتخاب کنید؛ قصه‌های شیوا و روان.

* بچه‌ها، در دوران قبل از دبستان، خیلی پرهیجان هستند و نشاط زیادی نیاز دارند و نوع ارتباط قصه‌گو با مخاطب، موجب می‌شود تاثیر قصه افزایش یابد.

* روخوانی از روی کتاب، برای بچه‌ها هم قواعد خاص خودش را دارد:

- وقتی کتاب را به دست می گیرید، سعی کنید در تمام فراز و فرود قصه، لحن‌تان تغییر کند.

- با عبارات و جملات کتاب بازی کنید تا فرزندتان، درگیر داستان شود، در فضای داستان قرار بگیرد و قصه را بهتر درک کند.

- اجازه بدهید بچه‌ها در زمان خواندن کتاب،‌ همراه شما، خطوط را دنبال کنند، تصاویر را ببینند و داستان را بشنوند تا حس‌های بیش‌تری را با داستان، درگیر کنید.

معرفی کتاب

جوجه اردک زشت

روزی روزگاری خانوم اردکه روی تخم هاش نشسته بود و استراحت می کرد که احساس کرد از تخم ها صدای ضعیفی می آید. از روی تخم ها بلند شد. تخم ها شروع به شکستن کردند و جوجه ها از تخم بیرون آمدند. یکی از جوجه ها خیلی بزرگ و زشت بود. چند روز گذشت، جوجه اردک های دیگر با او بازی نمی کردند و او را اذیت می کردند. مرغها به او نک می زدنند و همه حیوانات به او می خندیدند.

یک شب که دیگر جوجه اردک زشت نتوانست این همه ناراحتی را تحمل کند، از حیاط طویله خارج شد  و تا جایی که می توانست دوید. او دوید تا اینکه به نزدیکی مردابی رسید. صبح هنگامی که تعدادی از اردک ها پرواز می کردند متوجه جوجه تازه وارد شدند. از او پرسیدند: تو کی هستی؟

جوجه اردک ماجرا را تعریف کرد. آنها گفتند: تو می توانی اینجا بمانی. او خوشحال شد اما قبل از اینکه کاری کند صدای شلیک گلوله ای را شنید و  غاز به درون مرداب افتاد. یک سگ گنده داخل آب پرید تا آنها را بگیرد. سگ لحظه ای به جوجه نگاه کرد و سپس رفت. جوجه اردک گفت: خدایا متشکرم، من اینقدر زشتم که حتی سگ هم مرا نمی خواهد. بالاخره مدتی گذشت و زمستان هم تمام شد. یک روز صبح که لای نیزار خوابیده بود گرمای خورشید را احساس کرد. کش و قوسی به بالهایش داد و به طرف باغی که یک حوض بزرگ وسط آن بود پرواز کرد. او کنار حوض نشست و سرش را روی آب خم کرد. درانعکاس آب، قوی بسیار زیبایی دید. آن جوجه اردک زشت حالا یک قوی زیبا شده بود.

معرفی کتاب

هر چیزی را دور نریز

هر چیزی را دور نریز

عنوان: 

هر چیزی را دور نریز

عنوان اصلی: 
Don’t throw that away!‎ : a lift-the-flap book about recycling and reusing ,2009
نویسنده: 
Lara Bergen
لارا برگن
برگردان: 
آرام وحیدی
پدیدآورندگان: 
هر چیزی را دور نریز پیشنهادی بسیار جدی است اما ساده و جالب به بچه هاست، نویسنده معتقد است برای این که جهان پاکیزه ای داشته باشیم، به کمک همه ی آحاد جامعه نیاز است، این کتاب راه های مشارکت بچه ها را نشان می دهد، همه ی ما آرزو داریم خانه ای زیبا، شهری زیبا، کشوری زیبا و سرانجام جهانی زیبا و دور از آلودگی داشته باشیم، اما فقط داشتن آرزو کافی نیست، باید از همین لحظه و از خودمان شروع کنیم.

هر کجا هستیم به راستی سبز باشیم هر چیزی را فوری توی سطل زباله نیندازیم. به چیزهای دور ریختنی دوباره نگاه کنیم و ببینیم چه طور می شود از آن ها چیزی به درد بخور و زیبا بسازیم این جوری می توانیم با بازیافت اشیا دور ریختنی سبز باشیم و در ساختن جهانی سبز و پاک با دیگران همراه شویم.

این کتاب کوچک نشان می دهد چگونه می توان در تحقق ایده های بزرگ و با اهمیت جهان سهیم شویم.

معرفی کتاب

این که هیولا نیست!

عنوان: 

این که هیولا نیست!

عنوان اصلی: 
Yuck!‎ That's not a monster
نویسنده: 
Angela McAllister
آنجلا مک آلیستر
تصویرگر: 
Alison Edgson
آلیسون اگسون
برگردان: 
شیما شریفی
نگارنده: صفورا زواران حسینی
خانم و آقای هیولا منتظر شکستن تخم‌ها و تولد بچه‌هایشان هستند. از تخم اول یک پسر سبز رنگ بیرون می‌آید که نامش را وحشتناک می‌گذارند و از تخم دوم دختری بنفش که نامش ترسناک می‌شود. خانواده‌ی هیولاها بی‌صبرانه منتظر بیرون آمدن بچه هیولای سوم هستند. اما وقتی هیولای سوم با آن بدن کرکی و نرم صورتی و بامزه از تخم بیرون آمد همگی تعجب می‌کنند. از تخم سوم یک پسر بامزه‌ی پشمالوی صورتی با چشمان آبی بیرون می‌آید که اصلا شبیه هیولاها نیست. پدر و مادر هیولای صورتی و بامزه نام او را عجیبک می‌گذارند.

برادر و خواهر عجیبک او را دوست ندارند و تشویقش می‌کنند مانند آن‌ها ترسناک و نامهربان باشد. تا این که یک روز به جنگل می‌روند و باهیولایی بسیار بزرگ مواجه می‌شوند و می‌ترسند. عجیبک هیولای بزرگ را می‌بوسد. هیولا که این انتظار را نداشته می‌ترسد و فرار می‌کند. خواهر و برادر عجیبک به این نتیجه می‌رسند که شاید او شبیه آن‌ها نباشد، اما ویژگی‌ها و توانایی‌های مخصوص به خودش را دارد. 

کتاب «این‌که هیولا نیست» درباره‌ی پذیرش تفاوت‌هاست. این‌که هرکدام از ما فارغ از شکل ظاهریمان توانایی‌ها و مهارت‌های منحصر به فردی داریم.

نویسنده‌ی کتاب، انجلا مک‌آلیستر، با تعیین رنگ صورتی برای هیولای پسر متولد شده، کلیشه‌های جنسیتی در اختصاص رنگ را به چالش کشیده است و این موضوع از نکات قابل توجه کتاب است. 

تصاویر رنگارنگ و بامزه به خوبی متن کتاب را تکمیل کرده‌اند. هیولاهای تصویر شده توسط خانم اگسون شبیه عروسک هستند و بیشتر دوست‌داشتنی هستند تا ترسناک. متن کتاب نیز با طنز آمیخته است و خواندن کتاب را دلچسب‌تر می‌کند. 

آنجلا مک‌آلیستر نویسنده‌ی بیش از هشتاد کتاب برای کودکان و نوجوانان بوده است. کتاب «این‌که هیولا نیست» او در سال ۲۰۱۱ برنده‌ی جایزه‌ی خانه‌قرمز کتاب‌های کودکان شده است.

کتاب «این‌که هیولا نیست!» برای بلندخوانی و اجرای نمایشنامه مناسب است. پس از خواندن کتاب با کودکان درباره‌ی تفاوت‌های میان انسان‌ها گفتگو کنید. از کودکان بخواهید تجربه‌ها و افکارشان را درباره‌ی انسان‌های متفاوت و دارای مشکلات جسمی و ذهنی به اشتراک بگذارند. از آن‌ها بپرسید این افراد علی‌رغم محدودیت‌ها و تفاوت‌های جسمی و ذهنی‌شان چه توانایی‌هایی دارند و با این افراد چگونه می‌بایست رفتار کرد؟

لیست کتابخانه مادران

لیست کتابخانه مادران

 

شماره

نام کتاب

شماره

نام کتاب

 

نام کتاب

1

حق الناس

31

آموزش عم جزء

61

ندای آسمانی

2

امام خویش را بشناس

32

خانواده موفق

62

مجموعه پرسش و پاسخ درباره خواب

3

شمیم گل نرگس

33

نسیم مهر 3

63

امید فردا

4

آیین انتظار

34

مدیر موفق

64

باغ بهشت

5

الماس هستی

35

شهروند موفق

65

ازدواج موفق

6

دنیای پس از مرگ

36

عشق و محبت

66

داستانهایی از صلوات

7

پیشگیری از سرطان

37

زندگی موفق

67

معجزه طبیعت

8

بهداشت روانی

38

نسیم مهر 1

68

تربیت کودکان 2تا 5 ساله

9

درآمدی به نظام حکمت صدرائی

39

رازهای موفقیت

69

حلیله القرآن سطح 1

10

علل مخالفت کفار باپیامبر

40

روانشناسی زن

70

آموزش روخوانی قرآن

11

نسترن های صورتی

41

حیوانات در قصه های قرآن

71

چهل حدیث سیر فاطمی

12

سوگنامه اهل البیت

42

پیشگیری از سوء مصرف مواد

72

چهل حدیث والدین

13

گلچین مولودی ها

43

کلیدهای انتخاب مهد و پرستار

73

ثواب روزه

14

احکام بانوان

44

بزرگسالان موفق

74

ارمغان مجلسی

15

                احکام خواهران

45

سیره اهل بیت در تربیت کودک

75

ریحانه رسول الله

16

داستانی شبی در کنار چوپان

46

مهارتهای کودکان

76

راز و نیاز

17

از تبار پاکان

47

اینگونه وارد بهشت شوید

77

ارتباط با خدا

18

داستانی کودک و دزدان

48

از فردا چه خبر

78

چگونه بر استرس غلبه کنیم

19

چگونه به کودکمان گوش کنیم

49

یا زهرا

 

 

20

آموزش مسئولیت به کودکان

50

تجارت موفق از تبار پاکان

 

 

21

تشویق خلاقیت در کودکان

51

گلستان زیبایی ها

 

 

22

کلیدهای پرورش خلاقیت

52

فرشتگان زمین

 

 

23

داستانهای شهر جنگی

53

شرح دعای صد صلوات

 

 

24

نماز شب

54

فاطمه الگوی زندگی

 

 

25

چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی

55

صدقه ،دوستی با خدا

 

 

26

قیامت و قرآن

56

اخلاق و معاشرت

 

 

27

هوش های چندگانه در کودکان

57

منازل الاخره

 

 

28

بصیرت نیاز همیشگی

58

عزت و ذلت آفرینی های زبان

 

 

29

شگفتی های زیارت عاشورا

59

آسیب شناسی سنت ها

 

 

30

داستان هایی از پوشش و حجاب

60

رساله حقوق امام سجاد (ع)